الملا فتح الله الكاشاني

159

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كه آنچه حضرت رسالت ( ص ) بر شما مىخواند * ( لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ) * هر آينه قرآنيست بزرگوار و بسيار نفع و كثير الخير چه مشتملست بر اصل علومى كه در باب مصالح معاش و معاد ضروريست يا گراميست نزد حق سبحانه و ملائكه و مؤمنان يا حافظ و قارى آن معزز و مكرم است يا عمل كردن به آن عظيم الاجر است و گويند كه گرامى آن به اعتبار آنست كه كلام خداوند كريم است يا از حيثيت آنكه محفوظ است از تغيير و تبديل يا به اعتبار آنكه معجزهء حضرت نبويست و اين قرآن ثبتست * ( فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ ) * در كتابى كه پوشيده و نگاه داشته شده است از غير ملائكه مقربين مراد لوح محفوظ است * ( لا يَمَسُّه ) * مس نكنند لوح را يعنى مطلع نشوند بر آنچه در او است * ( إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ) * مگر پاكيزگان يعنى ملايكه كه مطهراند از ادناس ذنوب صغيره و كبيره و از كدورات جسمانيه و اوصاف رديه و اخلاق سيئه و كلبى گويد كه مراد سفره و كرام برره‌اند و نزد بعضى ديگر از مفسران اين جملهء فعليه صفة قرآنست نه صفت لوح و معنى اينكه سزاوار نيست كه مس قرآن كنند الا كسانى كه پاك باشند از شرك و از امام محمد باقر و جعفر صادق ( ع ) مرويست كه مراد آنست كه كه مس نكنند قرآن را الا جماعتى كه مطهر باشند از احداث صغرى و كبرى يعنى غير طاهر از جنب و حايض و نضا و ساير محدثين را مس قرآن جايز نيست و بنا بر اين معنى خبر بمعنى نهى است اگر نه كذب لازم آيد زيرا كه غير مطهرگاه هست كه مس آن مىكند و فقهاى ما به اين آيه استدلال كرده‌اند بر آنكه مس قرآن بر ذوى احداث حرامست و مرويست كه حضرت امام جعفر صادق ( ع ) بولد خود اسماعيل گفت اقرا المصحف قرآن بخوان گفت وضو ندارم فرمود لا تمس الكتابة و مس الورق قرآن را مس مكن و و رق آن را مس كن و گاهى كه غير متوضى را مس جايز نباشد پس جنب بطريق اولى و بيشتر فقهاى مخالفين با عدم تجويز كتابت قرآن جايز نداشته اند كه ذوى الاحداث دست بر پوست و حاشيهء قرآن نيز بنهند و نزد اصحاب ما اجتناب اولى و فقهاى مالكى و شافعى محدث و جنب و حايض را تجويز نميكنند كه حمل مصحف كنند و مس آن نمايند و نزد حنفى نشايد كه محدث و جنب و حايض و نفسا مس مصحف كنند مگر با غلاف منفصل از او و تمسك ايشان بر حرمت حمل خبر عمرو بن حزامست كه گفت چون رسول ( ص ) پدر مرا بيمن ميفرستاد امر فرمود كه در نامهء او بنويسند كه دست بر مصحف ننهند و آن را بر نگيرند مگر آنكه با طهارت باشند و استدلال ما بر جواز حمل و قراءة آن آنست كه رسول ( ص ) نامه نوشت بهرقل كه قيصر روم بود و در آن درج نمود كه بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَبَيْنَكُمْ الاية و از بديهياتست كه وى نامه را بدست گرفته و قرائت آن كرده و حال آنكه او كافر و مجنب بود و بعضى از